|
الهي نه شوق بهشت دارم نه بيم جهنم هرگز از ترس جهنم نلرزيده ام و از وصال بهشت خرسند نگشته ام هرگز هراس خشمت خانه ي دلم را نلرزانده . باور كن مي دانم كه مي داني از ترس به ركوع نرفته ام و از ترس نامهربانيت به سجده نمانده ام هرگز نپنداشتم دوستم نداري گريه هايم آرزوهايم و داغ هاي مانده بر سينه ام مرا از تو دور نساخت آن زمان كه اشكهايم مرا به غم نزديك مي كرد به التماس نگاهت آسمان را مي نگريستم مي دانستم در آزموني دشوارم يادت هست گفتم من شاگرد هميشه مردودم تاب امتحان ندارم يادم مي آيد به نيلوفر كه نگاه كردم لبخندت را ديدم و دانستم مرا از خود دور نمي سازي الهي چشمان دلم در جستجوي دستنا ن توست يارب با تو آفتاب مي شوم با تو ياسمين ياس مي شوم با تو یار دلنواز می شوم بی تو چون بغض آسمان غبار می شوم... + چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 12:41 نگارنده ستایش نرگسی |
امتداد باراني باش كه ابربرايت سمفوني رعد بسرايد وتولبريزباريدن گريستن را برسينه ي پرطپش عاشقي تجربه كني........ + شنبه سی و یکم فروردین 1387 15:37 نگارنده ستایش نرگسی |
مقابل باد مي ايستم و گريه را به جويبار گونه مي دهم وهر غروب ، تو را بهانه مي كنم كه گريه ام ترانه اي شود ز نسل باد . ......................... و تو رو به باران مي ايستی و وداع مرا می نگری.؟؟؟؟؟؟؟ تازگي ها لهجه ي باران را مي فهمم امروز دانستم ترانه در من سالهاست نطفه بسته است ومن عاشقانه ي بهارم كه مي خواهم
زندگي كنم زندگي........ + جمعه بیست و سوم فروردین 1387 0:1 نگارنده ستایش نرگسی |
|