|
بودنم را باور نكردي رفتنم را باوركن... كه از سايه سار بهار به فواره هاي بلند زندگي روزهاست آويخته ام و نخواستی که بدانی در اوج آرزوها فلك غدار ، فلكه فواره را بست و من فر و افتادم از آرزويي بلند كه حتي... در انگشتانه ي كوچك مادر بزرگ هم جا مي شد .............. بودنم را باور نكردي رفتنم را باور كن..... + دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 18:47 نگارنده ستایش نرگسی |
+ شنبه هفدهم فروردین 1387 8:16 نگارنده ستایش نرگسی |
|