|
يك شب كه آسمان پنجره ي دلم را با تند باد حادثه اي غمگين بر هم كوبيد من شكستم من شكستم شكستم شكستم + سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 18:36 نگارنده ستایش نرگسی |
در بود و نبود شب هاي تنهايي محبتت مرا كه هرگز عطر بودنت را به مشام جانم نسپرده اي مدهوش مي كند ستايش مي كنم آسمان نگاه مهربانت را و رفتن معراج گونه ات مي دانم كه نگفته هاي مرا از زبان فرشتگان مقربت نيك مي داني به ستاره ها بگو در سوگ رفتنتان قلبم را به تسلي مهتاب مهمان كنند بگو سبزي نگاهت قلب رنجور از زيستنم را آرامش دهد دلم مي خواست برايت ساعتها مي گريستم ولي ولي تو بزرگوار تر از آني كه اشك چشمان من قابل باشد**** يا ضامن آهو غربت زيستنت از غربت چشمهاي من حكايت مي كند من نگاهم را هر گاه كه قلبم از تردی باران مي شكند به ضريح چشمان تو مي بندم تا از يكتاي هستي شعور زيستن برايم طلب كني يا رضا (ع) دوستت دارم و هر بار كه مشهدت بر يادم شكوفه باران مي شود به ياد بودنت نبودنت را گريه مي كنم **** + یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 18:44 نگارنده ستایش نرگسی |
كاش باران بيايد و بشويد دل غمگين مرا + جمعه دهم اسفند 1386 0:14 نگارنده ستایش نرگسی |
|